اعتدالين تفسير كرده است‌. اين تفسير مسلماً غلط است‌. نه در مبادي فرغاني و نه در آثار دانته‌ اشاره‌اي به نوسان وجود ندارد.
اشارات دانته به چهار ستاره‌ٴ صليب جنوبي (برزخ 1:23، 8:91) در آثار غربي نخستين بار است‌، درصورتي كه اشاره‌ٴ بطليموس بدان‌ها را به‌عنوان بخشي از قنطورس‌، به‌حساب نياوريم‌.1 امكان دارد در آثار عربي پيش از دانته به‌آن اشاره شده باشد. (نام عربي آن عمودالصليب را كه‌ ستاره‌هاي صليب جنوبي در يك كره‌ٴ عربي مربوط به سال 1225 نشان داده شده‌، نتوانستم‌ تحقيق كنم‌.) آن كره‌ٴ شماره‌ٴ 2 در فهرست من است‌، و گ‌. س‌. آسماني‌2 آن را توصيف كرده‌.
قنطورس نشان داده شده كه به‌شيوه‌ٴ بطليموس شامل ستاره‌هاي صليب جنوبي است‌؛ ولي‌ صليب جنوبي جداگانه نشان داده نشده و نامي از آن نيست‌.
11 ب‌. ذكر كرم شب‌تاب‌
. در دوزخ (26:29) اشاره‌اي به كرم شب‌تاب وجود دارد ((كرم شب‌تابي‌ در ته دره ديدم‌)) كه درخور توجه است‌، زيرا گفته مي‌شود اين نخستين اشاره بدان در زبان‌ ايتاليايي است‌. علاوه‌بر اين گفته شده كه در آثار لاتيني هم (از قديم و سده‌هاي ميانه‌) ذكري از آن‌ نيست‌. من اين مطلب را به‌عنوان يك ادعا در مورد كرم شب‌تاب چاپ كردم‌، ولي نمي‌توانم آن را باور كنم‌، گرچه هنوز قادر به رد آن هم نيستم‌. كرم شب‌تاب پيش از دانته در ايتاليا بايد بوده باشد و اين حشرات جالب‌تر از آن‌اند كه بدان‌ها توجهي نشود. مي‌توان انتظار داشت كه آنها ذهن‌ شاعرانه و داراي قدرت تخيل را برانگيزند. كرم شب‌تاب دانته به اندازه‌ٴ گربه‌هاي چاسر درخور توجه است‌.3
در كتاب پليني (11:34؛ 18:67) و چند اشاره در آثار لاتيني وجود دارد.4 فقط اين‌ مطلب مي‌ماند كه كرم شب‌تاب ظاهراً پيش از دانته در شاعران لاتيني و ايتاليايي هيچ‌ احساسي را برنينگيخته بود. سِر دارسي تامپسن‌، كه اين موضوع را با وي در ميان گذاشتم‌، چنين پاسخ داد (سنت اندروز، 17 آوريل 1940): ((تا جايي كه مي‌دانم فرهنگ مردم در اين‌ زمينه اندك يا هيچ است‌. رولان دراين باره ذكري نكرده‌، لويسُن‌5 نيز چيزي نگفته‌. ارسطو


1 .صليب جنوبي را تا عرض 34 درجه‌ٴ شمالي دست‌كم در بخشي از سال مي‌توان ديد (فاس '8 °34، بيروت‌'53 °33، دمشق '30 °33، بغداد '20 °33).
G. S. Assemani .2
3 .يادآوري اين مطلب خالي از فايده نيست كه دست‌كم از زمان رودكي كرم شب‌تاب وارد ادبيات فارسي شده‌ است و اگر كليله و دمنه را در نظر بگيريم‌، پانصد سالي هم پيش از آن .ـ م‌.
4 .كه در مورد آنها نك (Thesaurus linguae latinae (3, 1050 واژه‌ٴ cicindela .
5 .اشاره‌ٴ سِر دارسي به اوژن رولان (1846 - 1909)است‌، و به‌:


Faune populaire de la France (13 vols. Paris, 1877-1615); Ludwig Lewysohn (1810-1901): Di Zoologie des Talmuds (412 p., Frankfurt a. M. 1858).